تبلیغات
پیچ های دنیا
پیچ های دنیا
بگو یا علی تا بمونیم تا آخر یار سید علی یا علی مدد 
نویسندگان
نظر سنجی
کدام دعا را بیشتر از همه دوست دارید؟











لینک دوستان
به نام خدا به حول و قوه الله 

سلام به کلبه ی کوچیک ما خوش اومدید



توی یه وبلاگی این عنوانو دیدم گفتم بد نیست من هم در موردش صحبت کنم.
اول ببینیم کیا اهل جنگند؟ تا بعد برسیم به اینکه چه کسایی این جنگرو به وجود آوردن.
با یه نگاه کلی تو دنیا میشه راحت فهمید که الآن کیا اهل جنگند؟ کیا از جنگ خوششون میاد؟ و کیا ابایی از کشته شدن ملیون ها آدم ندارند.
هممون میدونیم که یه عده کشور به اصطلاح توسعه یافته ی متحد به خاطر ثروت و سلاحهای پیشرفته ای که دارند ترسی از جنگ ندارند چون علاوه بر ثروت و سلاح یه عده رو هم یه جوری پرورش دادند که مثل آب خوردن آدم میکشند پول میگیرند و آدم می کشند عین خیالشون هم نیست چه که بلایی به سر چه تعداد آدم میاد میدونیم که سردمدار اونا آمریکاست.
خب حالا ببینیم این سردمداران نه اون نوکرا، سردمدارا چرا دنبال جنگند از جنگ چی بهشون میرسه که این همه جنگهای نیابتی توی کشورهای مختلف ایجاد می کنند من یه داستانیو براتون تعریف می کنم تا منظورمو بهتر برسونم.
یه قوم و طایفه ای بودند که یه گنج بزرگ از اجدادشون بهشون ارث رسیده بود این طایفه یه بزرگی داشتند که رزمیکار بود و هیکلی، همه ازش حساب می بردند هیچ کس جرأت نداشت بهش حتی نگاه کنه در عین حال این رزمیکار خیییلی هم برای طایفه ی خودش مهربون و قابل اعتماد بود اما اراذل اوباش و راهزن ها خیییلی ازش می ترسیدند برای همین این قوم گنجی که بهشون ارث رسیده بود و تمام و کمال در اختیار این رزمیکار گذاشتند راهزنها خییلی دلشون میخواست که به اون گنج دست پیدا کنند این وسط بین اون قومم چندتا اراذل اوباش بودند که دنبال راحتی و آسایش بی زحمت بودند و دوست داشتند که همه ی اون گنج فقط و فقط سهم اونا باشه برای همین پنهانی با راهزنان رابطه برقرار کردند تا بتونند فکراشونو به هم بریزن و یه راهی پیدا کنند که سهم بیشتری بهشون برسه راهزنا بهشون گفتند با مردم حرف بزنید بگین این رزمیکار چقدر خشنه چرا اجازه نمیده کسی بهش نزدیک بشه و نمیذاره اقوام دیگه با این قوم دوست بشن خلاصه این طمعکارا به قومشون برگشتند و شروع کردند بد گفتن از رزمیکار که تا کی دشمنی و خشونت با اقوام دیگه؟؟ تا کی این رزمیکارتون میخواد شما رو منزوی نگه داره؟؟ چرا اینقدر دشمنی ایجاد می کنه؟؟ مردم به تدریج واقعاً این مسأله براشون سؤال شده بود که چرا رزمیکار اینقدر باعث جنگ و دشمنی میشه هر چی رزمیکار براشون حرف میزد و توضیح میداد که من جنگ ایجاد نمی کنم بیرون سرزمینمون یه عده کلاً دنبال جنگند من باشم یا نباشم وضع همینه مردم دیگه نمی تونستند قبول کنند و همه یک صدا اعلام کردند که ما میخوایم با اونایی که دوستی ما رو میخوان دوست بشیم رزمیکار بالاخره تسلیم شد اما مدام بهشون هشدار میداد که اونا دوستی شما رو نمیخوان فقط گنج شما رو میخوان گنج، گنج شماست خود دانید......این ماجرا گذشت مردم با اون طمعکارای قومشون صحبت کردند تا مقدمه ی صلح و آشتیو فراهم کنند راهزنا خوشحال و شاد از اینکه بالاخره به هدفشون رسیدند مجلس شامی ترتیب دادند و همه ی قوم رزمیکارو به شام دعوت کردند و گفتند اینم برای اثبات حسن نیت ما. رزمیکار به قومش هشدار داد که من به اینا اعتماد ندارم به این قضیه ی شام هم مشکوکم اما قومش فریاد کشیدند که ای باااااباااا قرار شد دست از این خشونت برداری که. در نهایت رزمیکار با وجود اینکه مشکوک بود ساکت شد و چیزی نگفت. خلاصه اون قوم به مهمونی رفتند و شام مفصلی هم خوردند غافل از اینکه راهزنا توی شامشون داروی خواب آور ریخته بودند همه خوردند و به خواب رفتند راهزنا از فرصت استفاده کردند و به خونه ی رزمیکار حمله کردند رزمیکار با دیدن اونا فهمید که ماجرا چیه. باهاشون درگیر شد اما اونا چون تعدادشون خیییلی بیشتر بود تونستند رزمیکارو به شدت زخمی کنند و گنجو برداشتند و فرار کردند. قوم رزمیکار بعد از اینکه از خواب بیدار شدند دو دسته شدند بعضی هاشون فهمیدند ماجرا چیه برای همین خشمگین شدند و با راهزنا درگیر شدند اما چون برای مهمونی و صلح رفته بودند سلاحی برای مبارزه نداشتند برای همین همشون کشته شدند ولی عده ای باز هم نفهمیدند ماجرا چیه و از دست این عده ای که کشته شدند عصبانی شدند و اونا رو مسبب جنگ دوباره ی دوتا قوم دونستند و دوباره به سرزمینشون برگشتند وقتی که برگشتند متوجه شدند که رزمیکارشون به شدمت مجروح شده ماجرا رو ازش پرسیدند رزمیکار گفت: گفته بودم اونا دنبال دوستی شما نیستند گفته بودم اگر سلاحتونو زمین بذارید اگه به خواب غفلت برید گنجتونو از دست میدید ولی شما مدام می گفتید این سلاح به دست گرفتنت جنگ ایجاد می کنه سلاحتونو زمین گذاشتید باز هم جنگ ایجاد شد منتها با شکست شما به پایان رسید.
حالا حرف من: دشمنای ما اونایی که به قول بعضی ها ما باعث شدیم که باهامون دشمن باشند و دنبال جنگیدن با ما باشند کلا دنبال جنگند چون همه خواهند چون میخوان همه چیز و همه کس در خدمت اونا و راه غلط اونا باشه اگه ما سلاحمونو که به قول اونا باعث جنگ میشه کنار بذاریم اونا دست از جنگیدن بر نمیدارند بلکه خییییلی راحت تر به ما حمله می کنند فقط تفاوت این میشه که اگر سلاحمونو زمین بذاریم سریع تر و راحت تر به جنگ ما میان تفاوت دیگشم اینه که جنگ به نفع اونا تموم میشه.
شام دوستیشونو نخوریم که داروی خواب آور توشه. خواب غفلت. مواظب باشیم.

بگو یا علی تا بمونیم تا آخر یار سید علی یا علی مدد

[ یکشنبه 23 آبان 1395 ] [ 21:40 ] [ محدثه ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


جهت دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد
نگهم خواب ندارد
قلمم گوشه ی دفتر
غزل ناب ندارد
همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق دیوانه دلسوخته ارباب ندارد ؟
تو کجایی ؟
شده ام باز هوایی
چه شود جمعه ی این هفته بیایی ؟
به جمالت… به جلالت… دل ما را بربایی…

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب